تبلیغات
نماز«جرعه نور» - والفجر ولیال عشر
 
نماز«جرعه نور»
ان الصلوه تنهی عن الفحشاء والمنکر
دوشنبه 13 بهمن 1393 :: نویسنده : علی مقدم

«والفجر و لیال‌ عشر . . .»

دیو گریخته‌ بود و آنك‌ قلبها در عشق‌ وصال‌ دوست‌ می‌تپید و امت‌ بی‌ قرار و بی‌صبرانه‌ در انتظار زمان‌ موعود لحظه‌ شماری‌ می‌كرد، سرانجام‌ زمان‌ انتظار به‌ سر آمد و فرشته‌ نجات‌ بر قلب‌ ایران‌ زمین‌ اسلامی‌ فرو نشست‌. آن‌ روز 12 بهمن‌ بود، امام‌ پس‌ از سالها دوری‌ و تبعید با ورود پیروزمندانه‌ خود اولین‌ طلیعة‌ فجر را به‌ ارمغان‌ آورده‌ بود ...

در پرتو مكتب‌ پربار و غنی‌ اسلام‌ و هماهنگی‌ دو عنصر اصیل‌ و زیر بنایی‌ جامعه‌ اسلامی‌ (رهبری‌ روحانیت‌ اصیل‌ و پیشتاز به‌ ویژه‌ رهبریهای‌ امام‌ امت‌ حضرت‌ امام‌ خمینی‌ مد ظله‌ العالی‌ و وحدت‌ امت‌ فداكار و خستگی‌ناپذیر) بساط‌ حكومت‌ 2500 ساله‌ شاهنشاهی‌ برای‌ همیشه‌ فروریخت‌ و بدینسان‌ بذر آرمان‌های‌ مترقی‌ و متعالی‌ اسلامی‌ كه‌ نسل‌ در نسل‌ از بدو نفوذ اسلام‌ بر دلهای‌ آحاد مردم‌ ایران‌ كاشته‌ شده‌ بود در خجسته‌ روز 22 بهمن‌، با پیروزی‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ به‌ شكوفایی‌ نشست‌.

اینك‌ امت‌ دلیر و سلحشور ایران‌ بر آن‌ است‌ كه‌ با حفظ‌ و حراست‌ از سنگرهای‌ مكتبی‌ و انسجام‌ بی‌ وقفه‌ و پیگیر و عمل‌ و اجرای‌ فرامین‌ كانون‌ راستین‌ امامت‌ (ولایت‌ فقیه‌) شهد ثمره‌های‌ شیرین‌ و شاداب‌ دستاوردهای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را نیز به‌ كام‌ جهانیان‌ بچشاند.

ستاد اقامه نماز دانشگاه آزاد اسلامی خوی ایام‌ الله دهه‌ فجر و سی ویکمین سالگرد آغاز استقرارحکومت  پربركت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ را همراه‌ با ثبات‌ سیاسی‌ و تثبیت‌ پایه‌های‌ اقتصادی‌، نظامی‌، ... به‌ محضر مبارك‌ رهبر انقلاب ،امت‌ اسلام‌ و مستضعفین‌ جهان‌ تبریك‌ و تهنیت‌ عرض‌ نموده‌ و در شرایط‌ موجود پرغوغا و آشوبزایی‌ كه‌ سران‌ كفر و استكبار جهانی‌ و صهیونیزم‌ بین‌ المللی‌ جهت‌ قلع‌ و قمع‌ ریشه‌های‌ تنومند شجره‌ طیبه‌ اسلام‌ و غارت‌ بیش‌ از پیش‌ ثروتهای‌ سرشار و تصاحب‌ مناطق‌ فراوان‌ استراتژیك‌ ملل‌ تحت‌ ستم‌ كمر همت‌ بسته‌اند، اعلام‌ می‌دارد. اینك‌ با الگوقرار دادن‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌، روزنه‌های‌ امید را به‌ روی‌ خود بگشایند، تا از این‌ رهگذر در زمره‌ فاتحان‌ افقهای‌ عزت‌ و سیادت‌ در بستر پایدار تاریخ‌ جاودانه‌ بمانند.

دل نوشته

شهر در قلمرو شب بود ... آمدی!؟


والفجر ! و لیالٍ عشر ...
شب در عمیق لحظه‏ها، ریشه دوانده بود و تا افق‏های دور، جز سیاهی، رنگ دیگری دیده نمی‏شد. چشم‏ها، به تاریکی عادت کرده بودند و هیچ نگاهی، صادقانه به جستجوی نور، برنمی‏خاست. جرأت گشودنِ حتّی یک روزنه‏ی کوچک، در ذهنِ دست‏ها، جاری نبود. پنجره‏ها، میلی به تماشا نداشتند و زیبایی‏ها، چنگی به دل نمی‏زدند؛ چرا که دیدنِ زیبایی در قفس، زیبا نیست. در چارسوی باور شهر ـ تا جایی که چشم کار می‏کرد ـ تنها حضور یک فصل می‏وزید؛ آن‏هم زمستان بود. قلب‏ها به لحظه‏ی انجماد نزدیک بودند و جرقّه‏ی هیچ اندیشه‏ای، ذوبشان نمی‏کرد. شهر، قلمرو شب بود و سلطنت، از آنِ تاریکی؛ و در این میان، «انسان» ـ این موجود زجر کشیده‏ی تاریخ ـ با ناامیدی، سرنوشتِ تلخِ خود را می‏نگریست. زندان‏ها، از حضورِ پیروان سپیده، لبریز بود.
ناگهان، ورق برگشت، صدای قدم‏های نور، در دهلیزهایِ تنگ و تاریکِ زمان پیچید و از طنین استوارش، پشتِ شب لرزید. «خورشید»، با تمام عظمتش ـ از پشتِ ابرهایِ تیره‏ی روزگار ـ طلوع کرد؛ آمد و به یک چشم بر هم زدنی، طومار عمرِ چندین هزار ساله‏ی «شب» را، مچاله کرد، روح زمستان را به زنجیر کشید و در تقویم زمانه، نامِ «بهار» را نوشت. خورشید تابید و سِحر کلامش، گرم و نافذ، در دل و جانِ شهر، نفوذ کرد و طلسمِ تسخیرناپذیر پنجره‏ها را حس کرد؛ آمد و نگاهِ مهربانش را ـ عادلانه ـ با تمام شهر، قسمت کرد





نوع مطلب : مناسبت های ملی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
http://upload7.ir/images/08331761003406119586.gif



در این وبلاگ
در كل اینترنت
ا

حدیث روز